تبليغاتX
رندانه
قالب وبلاگ

رندانه
گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد.:::. نقل وشعر شکرین ومی بی غش دارم
 

دوستان علاقه مند به سوژه های اجتماعی در وبلاگ گروهی یادداشتهای دوستانه یک سرباز وظیفه

و علاقه مندان به هنر های خانه در وبلاگ  خانه ی ما

می توانند ردپای رندانه را ملاحظه بفرمایند

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

بزرگی را پرسیدم در معنی این حدیث که : «اَعْدی عَدُوِّّكَ نَفْسُكَ الَّتی بَینَ جَنْبَیْكَ»*

گفت : به حکم آنکه هر آن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد مگر نفس را که چندان که مدارا بیش کنی مخالفت زیادت کند.


فرشته خوی شود آدمی به کم خوردن             وگر خورد چوبهایم بیوفتدچوجماد

     مراد هرکه برآوری مطیع امرتو گشت                   خلاف نفس که فرمان دهد چو یاف مراد


گلستان سعدی




✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

*نبی مکرم صلی اله علیه واله وسلم :دشمن ترین دشمنان تو نفس تو است که در درون تو جای دارد


برچسب‌ها: حکایت, گلستان سعدی
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]
 

کتاب «ده شاعر انقلاب » به کوشش محمدکاظم کاظمی و به سفارش مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری از سوی انتشارات سوره مهر با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 5500 تومان منتشر شده است.

برای اطلاعات بیشتر درمورد این کتاب اینجا کلیک بفرمائید

 

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

طراح پوستر

 

ابریست کوچه کوچه، دل من ـ خدا کند
نم نم، غزل ببارد و توفان به پا کند

 

حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است
چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند

 

مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید
شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند

 

با واژه های از رمق افتاده آمدم
می خواست این غزل به شما اقتدا کند

 

حالا اجازه هست شما را از این به بعد
این شعر سینه سوخته، مادر صدا کند؟

 

مادر! دوباره کودک بی تاب قصه ات ...
تا اینکه لای لای تو با او چها کند

 

یادش بخیر مادرم از کودکی مرا
می برد تکیه تکیه که نذر شما کند

 

یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها
می برد با حسین شما آشنا کند

 

در کوچه های سینه زنی نوحه خوان شدم
تا داغ سینه ی تو مرا مبتلا کند

 

مادر! دوباره زخم شما را سروده ام
باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:

 

یک شهر، خشم و کینه، در آن کوچه – مانده بود
دست تو را چگونه ز مولا جدا کند

 

باور نمی کنم که رمق داشت دست تو
مجبور شد که دست علی را رها کند...

 

تو روی خاک بودی و درگیر خار بود
چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند

 

نفرین نکن، اجازه بده اشک دیده ات
این خاک معصیت زده را کربلا کند

 

زخمی که تو نشان علی هم نداده ای
چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند

 

باید شبانه داغ علی را به خاک برد
نگذار روز، راز تو را برملا کند...

 

گفتند فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟
افسانه باشد این همه؛ گفتم خدا کند


 

با بغض، مردی آمد از این کوچه ها گذشت
می رفت تا برای ظهورش دعا کند

 

از کوچه ها گذشت ... و باران شروع شد
پایان شعر بود که توفان شروع شد

 

حسن بیاتانی

 

طراح پوستر

 

برای شنیدن این مرثیه و مثوی ای دیگر 

با صدای آقای حسن بیاتانی  اینجا و اینجا کلیک بفرمائید

وبرای خواندن وداع حضرت علی علیه السلام با حضرت زهرا سلام الله علیها

 به این  اینجا مراجعه بفرمائید

 


برچسب‌ها: شعر آئینی, حضرت زهرا, فایل صوتی, حسن بیاتانی
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

صدربار لب گشودم و بیرون نریختم

خونها که موج میزند از سینه تا لبم

 

این روزها دلم بیشتر از روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

روضه حضرت علی و کودکانشان  (سلام الله علیهما) را میخواهد

 

 

 

می توانید برای دیدن باقی تصاویر مراسم عزاداری ایام فاطمیه در تهران

 به  اینجا ٫ اینجا ٫ اینجا   ٫اینجا ٫ اینجا ٫ اینجا ٫ اینجا و  اینجا مراجعه بفرمائید

 

التماس دعا

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

تصویر


عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده       باز گردد یا بماند چیست فرمان شما


ادامه مطلب
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

 

تصویر

از سه نفری که در واگن متروی تهران -کرج نشسته بودند یکی شان گفت:آن پیرمردی که به دستگیره آویزان شده ،قبل از رسیدن به ایستگاه "ورد آورد" از هوش می رود و در کف واگن ولو می شود.

دومی گفت: اینطورها هم نیست پیرمردهای قدیم همه شان روغن حیوانی خورده اند،به این مفتی ها از پا نمی افتند.

اولی گفت:شرط می بندم که زنده اش به کرج نمیرسد.

دومی گفت: اگر رسید چی؟

اولی گفت:خوب معلوم است،من شرط را باخته ام.

دومی گفت: بستیم؟

اولی گفت : بستیم.

سومی گفت: پیر مرد محترمی است.در حسین آباد کرج همسایه ماست.من بلند می شوم و جایم را به او می دهم.

اولی و دومی گفتند: لطفا بنشین سرجایت و بازی ما را به هم نزن.

سومی که بلند شده بود ،نشست.

قطار از وردآورد گذشت وآن سه نفر،بانگرانی پیر مردرا که همچنان به دستگیره آویزان بود نگاه می کردندو منتظر بودند که قطار به کرج برسد و معلوم شود که اولی برنده است یادومی.


گردن کلفتی/کتاب مترو۱۰

مرحوم منوچهر احترامی


پیوست: نگاهی دیگر...


برچسب‌ها: داستان کوتاه, منوچهر احترامی, کتاب مترو, گردن کلفتی
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

تصویر


آن چیست کز او حسن بت افزون گردد

اندر کف مهوشان موزون گردد

سبز است تنش تانرسد آب بدو

چون آب بدو رسد همه خون گردد


برچسب‌ها: چیستان
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

عرض سلام و  خوش آمد گویی دارم خدمت دوستان رندانه و مجدادا شروع سال نو خورشیدی را خدمتتون تبریک عرض میکنم و خوشحالم که فرصت دوباره ای دست داد تا در کنار هم ساعتی به صورت آنلاین چند خطی شعر بخوانیم و امیدوارم لحظات شاد و معنویی را در کنار هم داشته باشیم . مجددا شکل برگزاری مشاعره را برای دوستانی که درمشاعره آنلاین قبلی تشریف نداشتند عرض میکنم

نخست اینکه این مشاعره همان مشاعره سنتی هست و باتوجه به آخرین حرف بیت ماقبل انجام میشود  

دویم :دوستانی که تشریف می آورند لطف کنند اعلام حضور بفرمایند تا به جای اسم شریفشون عددی تقدیم کنم تا با آن در مشاعره شرکت کنند. مثلا به جای اینکه در صفحه نظرات جلوی نام نویسنده نوشته بشه: انسیه حیدری٬نوشته بشه :۱  همینطور به ترتیب تا من هم که در نقش مجری (دیگه نمیگم دکتر آذر) اینجا حضور دارم تریب شما عزیزان از دستم خارج نشه

سیم:حدود۴۵ثانیه تا ۱دقیقه یک بار هم باید صفحه نظرات رو رفرش بفرمایید تا بیت جدید رو ملاحظه کنید یعنی همینطور که صفحه ی نظرات باز هست روی قسمت نظرات این پست یک بار دیگر کلیک بفرمایید. اگر نظرات به صفحه ی دوم و سوم و.... بکشه یک بار روی شماره صفحه که زیر آخرین نظر قرار داره کلیک بفرمایید کار همون رفرش صفحه رو انجام میده وشما شاهد بیت جدید ارسالی خواهید بود

چهارم :مشکلی که در مشاعره قبلی ۲مرتبه هم زمان برای همه مان پیش آمد این بود که حدود ۵ دقیقه  هرچه نظر ارسال می کردیم نمایش داده نمی شد که ممکنه علتهای زیادی داشته باشه از جمله ارسال همزمان چند نظر یا سرعت پایین اینترنت و...در صورت بروز این مشکل خونسردی خودتان را حفظ کرده چند نفس عمیق بکشید و در متانت تمام به انتظار بنشینید

پنجم: پذیرای هر گونه پیشنهاد برای بالا بردن سطح مشاعره هستم

و آخر اینکه : رندانه را منور فرمودید... برایتان آرزوی موفقیت دارم و التماس دعا



ازساعت 22:30(10:30) تا 24 (12)امشب هم هستم

اگر دوستان تشریف داشتند مشاعره را ادامه میدهیم


 


برچسب‌ها: مشاعره آنلاین, مشاعره با تمام حروف
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

 تصویر

شنبه نوزدهم فروردین  ساعت ۱۸برای دومین مشاعره آنلاین

منتظر شما دوستان اهل ذوق هستم

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]

 

علاقه مندان می تواننددر بخش نظرات این پست ثابت 

مشاعره مشروط  با عنوان حضرت زهرا سلام الله علیها  داشته باشند

 

طراح پوستر

...................................................................................................

دوستان توجه داشته باشند که برای نظم و پیوستگی اشعار

 در قسمت نظرات این صفحه  فقط مشاعره صورت می گیرد

...................................................................................................

این مشاعره ی آئینی مانند همان مشاعره ی مشروط است یعنی:

 مشاعره با کلمه ای خاص که در هربیت الزاما باید یا خود آن کلمه و یا هم خانواده هایش باشد

بدون توجه به حرف آخر بیت ماقبل

برای آشنایی بیشتر با مشاعره مشروط می توانید به مطالعه ی اشعار   این صفحه بپردازید



برچسب‌ها: شعر آئینی, حضرت زهرا, مشاعره با تمام حروف, مشاعره موضوعی, مشاعره
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ ] [ انسیه حیدری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بالای سرم عکس تو را نصب نمودم
یعنی که سر من به فدای قدم تو

......................................
تذکر:
هنوز مشاعره با تمامی حروف مندرج در ستون موضوعات وب کامل نشده و صرفا جهت نظم دهی به مطالب در این ستون قرار داداه شده است

درخواست:
هر زمان متوجه غلط املائی یا تایپی شدید لطفا بنده را هم مطلع کنید پیشاپیش سپاسگزارم
امکانات وب