آرايشگر: مهمون ما ،بفرمائید.
مشتری1: خیلی متشکرم
آرايشگر:قابل نداره 12/5 میشه [مکث]خورد نداشتید؟
مشتری1:نه متاسفانه.
آرايشگر:بذارید ببینم دارم؟..انگارهمه پولای منم 5تومنی ، 10تومنیه... آ، یه 2 تومنیم پیدا کردم ،بفرمائید.
مشتری1:اینکه 500 تومنش کمه!
آرايشگر:[دستپاچه]بله، بله . الان پیدا میکنم....آقا شما 5تومن خورد دارید؟
مشتری2: 500تومن لازم دارید؟
آرايشگر: 500تومن، 1000تومن.
مشتری2:اجازه بدید...[بعد از چند لحظه] بفرمائید، این یه دویستی،اینم یه صدی، این سکه هم صدیه ،اینم دوتا پنجاهی
آرايشگر: دست شما درد نکنه ،بفرمائید آقا.
مشتری1:خدا نگهدار
[مشتری1 از در خارج میشه سوار لگسوزي که جلوی آرایشگاه هست میشه ومیره]
آرايشگر: بفرمائید بنشینید. [چند لحظه مکث]میگن یه روز راک فلر میره رستوران خورده باقی مونده پولشم میخواد کارگره با دلخوری پرت میکنه جلوش و
میگه اگه با این راک فلر میشی بیا بگیر .راک فلر هم میگه :حالا که شدم. [مکث] اینااگه از این کارا نمیکردن که وضعشون این نبود!
[مشتری2میخنده]
آرايشگر:خوب ، چه کار کنم؟
مشتری2:یه کم مرتبش کنید.[چند لحظه مکث] علی آقا کجان؟ نیستن؟
آرايشگر: رفته بیرون .میخاید زنگ بزنم خودشو برسونه.
مشتری2:نه، مهم نیست.
آرايشگر:دو-سه ماهی که اینجام شمارو ندیده بودم.مشتری2: بيشتر مواقع ايران نيستم ،غالبا خارج ِکشور به اجراي تاتر مشغولم.
آرايشگر:[هيجان زده] واقعا! من عاشق بازيگريم
[صدای زنگ موبایل]
آرايشگر: جواب میدید؟
مشتری2:[ مکث- مردد] بله.
[صدا رو آیفن]
مشتری2:[باصدای بم]بله!
زن: الو بهزاد کجایی؟
مشتری2:آرایشگاه
زن:صدات بد میاد!
مشتری2: رو آیفنه
زن:آها،ببین ،صاحاب ماشینیه زنگ زد میگه حاضره 150 هم بده. [با التماس]مهربون باش دیگه ،بگیرمش .
مشتری2: [مکث]باشه ،بگیر.
[صدای جیغ خوشحالی زن]
مشتری2:فقط همه مدارک ماشینو چک کن.
زن:[با هیجان]خیالت تخت میرم بنگاه سعيد.مرسی. مرسي. تو که اينقد خوبي پس آیفونه رو ام برای خود جونم شیرینی بگیلم ؟
مشتری2: [مکث]اگه خوشحالت میکنه بگیر.
زن:[با هیجان] وای ...! بهزاد ،عاشقتم .از طرف من خودتو بوس کن.شیرنی ماشین، شام ،امشب مهمون من .
مشتری2:مي بينمت.
زن:فداااي يو ،بای.
[پس ازچند لحظه]
علی آقا:سلام
مشتری2:سلام علی آقا.
علی آقا: ببببه !سلام داش رضا ،رسیدن به خیر!
مشتری2:هفته پیش اومدم
علی آقا:بسلامتی.اوضاع احوال خوبه که انشالله؟
مشتري2: [نفس عميقي ميکشه -با نشاط]خووووب.
آرايشگر:ببينيد خوب شده؟
مشتری2:بله عالیه متشکرم[مکث]چقد تقدیم کنم؟
آرايشگر: قابل شمارو هم نداره جناب.[مکث] 5تومن میشه [مکث] بازم ناقابله،مهمون ما
مشتری2:ئه انگار کیفمو جا گذاشتم!
علی آقا: قابل نداره رضا جان باشه سری بعد.
مشتری2:شرمنده شدم، ممنون.
علی آقا: دشمنت شرمنده برو به سلامت عزیز [مکث-آهسته به آرايشگر] این یه کم قاطی داره باباش میاد حساب میکنه.
[مشتری 1وارد میشه]: ببخشید آقا ،گوشی من اینجا جا نمونده؟
آرايشگر:فکر نکنم ،من که ندیدم.
مشتری2:چرا ،من دیدم اوناهاش رومیز جلوی آئینه اس.