قدیم بیشتر تو خانمها می شد دید که شخص برای رسیدن به خواسته هاش عوض سرمایه گذاری روی توانایی های خودش به دنبال همسری هست که بتونه اون خواسته هاشو برآورده کنه از نظر مالی گرفته تا حمایت های اجتماعی و روانی و... ولی اخیرا که دقت میکنم شیوع این صفت رو تو مردها هم می بینم انگاری که اون هیچ چیزی از خودش نداره جز اون دختری که تور کرده و اون آدم شده منبع تامین تمام نداشته هاش...عامل این نتیجه گیری و دقت بیشتر به پسرهای اطرافم برمی گرده به اواخر شهریور امسال و رونمایی از یه آلبوم موسیقی به نفع کودکان بیماری های خاص من به حسب وظیفه میون جمعیت می چرخیدم و فرمهای مشارک مردمی توزیع می کردم که متوجه ورود یکی از هنرپیشه های کمدی مورد علاقه م شدم خانم هنرپیشه-که جزء هنرپیشه های درجه 2 تاتر و تلوزیون هست- به همراه آقایی که به نظر می رسید دوستشون باشند وارد جمع پر سرو صدایی که دور خواننده و گروهش حلقه زده بودند شدند از بانیان جشن جزء من کسی متوجه حضورشون نشد جلو رفتم و خیر مقدمی عرض کردم و راهنمایشون کردم تا جایی برای نشستن پیدا کنند بعد بهشون گفتم از علاقه مندانشون هستم و خواستم در صورت تمایل فرم حمایتهای معنوی و یا مادی موسسه رو پر کنند که گفتند از این خیریه هه زیاده و نمی تونن به همه شون کمک کنند...منم دور شدم و مشغول کار خودم شدم. پایان مراسم که مردم همه رفتند و حدود 20 نفری از گروه آلبوم موسیقی و اعضای برگزار کننده مراسم بیشتر حضور نداشتند تو معاشرت ها و گفتگو ها دوست خانم هنر پیشه توجهم رو به خودش جلب انقدر که هنوز تصویرش زنده جلوی روم هست مردی با قد نسبتا کوتاه که جلوی موهای جو گندمیش رو شبیه خانم آرایش کرده بود با لبخندی بزرگ روی صورتش..همین! در تمام مدت نه یک کلمه حرف زد و نه کار خاصی انجام داد فقط با فاصله یک قدم کوتاه پشت سر خانم حرکت می کرد و لبخند می زد...شاید تعبیر خوش آیندی نباشه ولی اگه اون خانم همراه خودش یه حیوان دست آموز آورده بود کاری بیشتر از ایشون برای ابراز وجود می تونست انجام بده ..ماه هاست گه گاه از گوشه ذهنم بلند میشه و جلوم می ایسته با همون لبخند بزرگش و منو به فکر وا می داره که چی میشه منبع اعتماد به نفس یه مرد حدودا 40 ساله از گوهر وجود خودش به یه هنر پیشه درجه 2 تلوزیون انتقال پیدا میکنه اون هم در کمال ذلت ؟!
ومن فکر میکنم خودم می تونم عامل به اون جمله جبران خلیل جبران باشم که: "مانند ستون های معبد در کنار هم بایستید..."؟