کــاش بــه خــودمــان قــول دهــیــم وقــتــی عــاشــق شــویــم کــه آمــاده ایــم نــه وقـــتـــی کــه تــنــهــایــیـــم
کــاش بــه خــودمــان قــول دهــیــم وقــتــی عــاشــق شــویــم کــه آمــاده ایــم نــه وقـــتـــی کــه تــنــهــایــیـــم
گزیده ای از رساله تعریفات
دنیا:جایی که هیچ آفریده ای در آن آسایش ندارد
عاقل:آنکه به دنیا و اهل آن وابسته نیست
کریم :آنکه در مال و مقام طمع نمی کنید
آدمی :آنکه خیر مردم را بخواهد
مرد:آنکه با زبان سخن می گوید
دانشمند:آنکه عقل تجارت و کسب و کار ندارد
بخشنده:آدم فقیر
خسیس:آدم پولدار
بهشت:جایی که بسیاری از مردمان نبینند
حلال:چیزی که بسیاری از مردمان نخورند
مال یتیم:آنکه بسیار با خیال راحت بخورند
چشم طمع:ظرفی که هیچ وقت پر نمی شود
نصیحت گو:آنکه می گوید و خودعمل نمی کند
بدبخت:آنکه خرجش بیش از دخلش باشد
گزیده ای از رساله ملحقات
قسم:شاهد دروغ
خنده دار:فقیر ولخرج
بی گناه:آنکه به دست سلمانی ناشی گرفتار شود
دق:همنشین بد
خیاط:آنکه جامه به اندازه نمی دوزد
ملک الموت:دوست نفهم
کودن:آن که شعر می خواند ومی نویسد اما معنی آن را نمیداند
نسیه :آنکه پس نمی دهند
خناق:مهمان دائمی
دارنده طمع خام:آنکه از افیون یاری می خواهد
نزول بلا:آمدن ناسازگاران
خواب:سرگرمی بی نوایان
حیوان:آنکه بی هنگام وارد شود
دعای خیر:نیکی ارزان
دوست:آنکه گمان نیک بر او داریم
امید:سرمایه فقر
چشم: دروازه دل
جلد ساز:خیاط کتاب
شبنم:اشک شب
گزیده ای از رساله تعریفات ملا دو پیازه
شاه:آنکه زبانش بر سر مردم دراز است
دانشمند:خورجین مسائل
تواضع زیاد:علامت غرور
گزارش نویس:گربه منتظربر سوراخ موش
طبیب: پیک اجل
بیمار:دفتر مشق پزشکان
فرزند:تسلی دل و آزار جان
متفکر:تنها
بی مزه: تعارف زیاد
مردود:مهمان بعد از سه روز
قهر خدا:اذیت و آزار مردم
هیچ :جواب کار بد
زمستان : آب بینی
زحمت:قرض همسایه
سوگند:خورش دروغگویان
مقام :بیزاری از آشنای قدیم
مرد خوب:آنکه کارت به او نیفتند
ساده:آنکه از گفتن هیچ چیز شرم نکند
باقی:رضای خداوند
شخصی تیری به مرغی انداخت. خطا رفت.
رفیقش گفت: احسنت!
تیر انداز بر آشفت که مرا ریشخند می کنی؟
گفت: نی می گویم احسنت اما به مرغ!
عبيد زاكاني