لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازانی چنین مستحق هجرانند

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده اند به مستی و شرب مدام ما
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازانی چنین مستحق هجرانند

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است زان رو سپرده اند به مستی و شرب مدام ما
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود
فرصت شمار صحبت کز این دو راه منزل چو بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
![]()
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گرچه غرق گناه است میرود به بهشت
عهدو پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم
![]()
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
طره ی شاهد دنیی همه بند است و فریب عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع

ظل ممدود خم زلف تو ام بر سر باد کاندران سایه قرار دل شیدا باشد
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوی سر کوی تو برفت از یادم

شب مردان خدا روز جهان افروز است روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
راه پنهانی میخانه نداند همه کس جز من و زاهد و شیخ و دوسه رسوای دگر
![]()
در آسمان نه عجب گربه گفته حافظ سرود زهره به رقص اورد مسیحارا

ذره خاکم و در کوی تو ام جای خوش است ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم

شیراز /حافظیه /خرداد ۸۷
حرف : ت
۱-ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
۲-ترسم این قوم که بر درد کشان می خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
۳-تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد
هشیار گرد که گذشت اختیار عمر
۴-تویی آن گوهر پاکیزهکه در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح فلک
۵-تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست زدامان بدارمت
۶-تا درخت دوستی کی بردهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
۷-تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
۸-تو وطوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست
۹-توخود ای گوهر یکدانه کجایی آخر
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
۱۱-تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق
هردم آید غمی از نو به مبارک بادم***
۱۲-تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار
ناج کاووس ربود و کمر کیخسرو****
حرف :ث
۱-توابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
۲-ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
حرف :ج
۱-جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
۲-جان پرورست قصه ارباب معرفت
رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو
۳-جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
۴-جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
۵-جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی
غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد*****
حرف :چ
۱-چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم
۲-چنگ خمیده قامت میخواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
۳-چه آسان می نمود اول غم دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد
۴-چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
۵-چه ساز بود که در پرده می زد آن مطرب
که رفت عمر و دماغ هنوز پر زهواست
۶-چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
مننه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
۷-چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم*****
۸-چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند زمن
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند زمن******
حرف :ح
۱-حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
۲-حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست
که شمه ای زبیانش به صد رساله بر آید
۳-حضوری گر همی خواهی از اوغایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
۴-حقا کزین غمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
۵-حسن مه رویان مجلس گر چه دل می برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
۶-حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
۷-حلاوتی که تورا در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
۸-حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی**
حرف :خ
۱-خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان برم
۲-خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
۳-خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
۴-خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
به هر دی که خواندنش بی خبر نرود
۵-خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت صحرجلوه گری بود
۶-خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست
پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم
۷-خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز*
=============================================
خود زنی: پنج شنبه شب در یک جمع فامیلی اولین نفری بودم که از دور مشاعره حذف شدم![]()
=============================================
* چراغ اول رو خانم اکبری عزیز روشن کردند که از ایشون متشکرم
**از جناب شبگرد هم به خاطر بیت زیباشون سپاسگزارم
***همچنین برادر محترم آقا احسان
****و ایضا جناب امیر هاتف
*****وخواهر بزرگوار سرکار خانم شبلی
****** ونرگس خانم ترابی عزیز
نکته هاهست ولی محرم اسرار کجاست
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
عشق است و داو اول برنقد جان توان زد
گر از آن یار صفر کرده پیامی داری
کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی
آفرین برتو که شایسته صد چندینی
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
ترسم صدای سایه ات خواب است بیدارش کند
حرف :ب
پیرما هرچه کند عین ولایت باشد
جمال چهره تو حجت موجه ماست
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
که علم عشق دردفتر نباشد
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
حرف :پ
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید
شیوه ای می کند آن نرگس فتان که مپرس
نا خلف باشم اگر من به جویی نفروشم