آن چیست که روز می نماید شبگون
صد پاره تنش ولی ز یک پایه نگون
چون دست به او نهی ز اندازه فزون
همچو دل عاشقان فرو ریزد خون
آن چیست که روز می نماید شبگون
صد پاره تنش ولی ز یک پایه نگون
چون دست به او نهی ز اندازه فزون
همچو دل عاشقان فرو ریزد خون

بابا بزرگ یک دستی زندگی می کند. موقع راه رفتن یک دستش در جیبش است و یک دستش را مثل پاندول ساعت تکان می دهد. موقع مطالعه یک دستش را زیر چانه اش ستون می کند و با یک دستش مجله را ورق می زند. موقع وررفتن به باغچه یک دستش را در پشتش قایم می کند و با یک دست ، علف های هرز را از ریشه بیرون می کشد.
مامان بزرگ با یک دست زندگی می کند. موقع برنج پاک کردن یک دستش را می گذارد زیر سینی و با یک دست ، شلتوک ها و سنگ ریزه ها را از دانه های برنج جدا می کند.
مامان یک دستی زندگی می کند. موقع آشپزی یک دستش را می گذارد لب سکوی آشپز خانه و با دست دیگرش چنگال را در ماهیتابه می چرخاند و بادمجان ها را پشت و رو می کند.
من با یک دست زندگی می کنم. موقع مشق نوشتن، یک دستم را می گذارم زیر بغلم و با دست دیگرم مشق هایم را یک خط در میان جا می زنم.
اما بابا همیشه دودستی زندگی می کند. دو دستی رانندگی می کند. دو دستی از نردبان بالا می رود. دو دستی ظرف می شوید. دو دستی مبل ها را جا به جا می کند و موقعی که هیچ کاری ندارد، دو دستی استراحت می کند : با یک دست لیوان چای داغ را می گیرد و هورت می کشد، و با دست دیگر کنترل تلوزیون را بر می دارد و از این کانال به آن کانال می رود.
موقع خواب هم دو تا دستش را می گذارد زیر سرش و طاقباز می خوابد و خور و پف می کند.
گردن کلفتی/کتاب مترو۱۰
مرحوم منوچهر احترامی
غرقه وهمیم ورنه این محیط از تنک آبی کناری بیش نیست

علاقه مندان به مشاعره می توانند در بخش نظرات این پست ثابت
با توجه به آخرین حرف آخرین بیت موجود در صفحه نظرات بیت جدیدی بنویسند
یعنی همون " مشاعره سنتی " که رایج هست

.....................................................................................
دوستان توجه داشته باشند که برای نظم و پیوستگی اشعار
در قسمت نظرات این صفحه " فقط مشاعره " صورت می گیرد
.....................................................................................